بعضيها مثل گنجاند، بعضيها هم مثل خورشيد، درست مثل دكتر هرمز شمس. صورتش چروك خورده، موهاي سرش ريخته، پاهايش هم درد ميكند، اما او به پوست چروكيده، سر كممو و پاهاي لرزانش فهمانده كه پزشك بايد با خستگي و پيري غريبه باشد.
براي فهميدن اين چيزها لازم نيست در رفتار او زياد باريك شوي چون گپوگفتي كوتاه با او درباره زماني كه تازه به ايران آمده بود تا امروز كه در سمينار فارابي دوستان قديمياش را ميبيند و شيرينياش را زير دندان حس ميكند، همه چيز را بخوبي نشان ميدهد.
آقاي دكتر! امسال چندمين دوره است كه در سمينار فارابي شركت ميكنيد؟
من خودم از بنيانگذاران سمينار فارابي هستم و از وقتي به ايران برگشتم و سمينار رسماً آغاز به كار كرد، در آن شركت كردهام. آن موقعها سمينار فارابي در خود بيمارستان در سالن آمفيتئاتر برگزار ميشد و با امروز تفاوتهاي زيادي داشت.
چه تفاوتهايي؟
حالا سطح علمي سمينار خيلي بالا رفته. آن وقتها كه ما سمينار ميگذاشتيم كار خيلي محدود بود و شركتكنندگان خيلي كم، سطح علمي آن هم تا اين حد بالا نبود. آن وقتها بچههاي دانشگاه تهران و بيمارستان فارابي در قالب سمينار موقعيتي را به دست ميآوردند تا هم با يكديگر تبادل نظر كنند و هم در يك فضاي صميمي دور هم جمع شوند.
حتماً از آن روزها خاطرات زيادي داريد؟
بله همه خاطراتم هم خوب هستند. آن وقتها محيط فعاليتمان خيلي محدود و كوچك بود. براي همين ما خودمان با توافق هم يك موضوع را انتخاب ميكرديم و دربارهاش بحث ميكرديم. مثلاً ميگفتيم اين بار درباره آب سياه صحبت ميكنيم و سريع هم برايش برنامه ميريختيم. محيط كارمان هم صميمي بود. الان هم البته همين طور است و همان حالت را دارد و البته در بُعدي وسيعتر.
به نظر من سمينار فارابي هميشه مفيد بوده و با وجود اين كه در انجمن عدهاي هستند كه معتقدند بيمارستانها نبايد سمينار جدا از انجمن برگزار كنند، من ميگويم درست است كه انجمن در رأس قرار دارد، اما هر دانشگاهي حق دارد برنامهها را طبق ميل خودش اجرا كند. اصلاً در تمام دنيا همين طور است امسال دانشگاهي كه من در آن درس ميخواندم از همه فارغالتحصيلان 50 سال پيش خود خواسته تا براي شركت در يك جشن آنجا جمع شود. اينها رسوماتي است كه براي باقي ماندن و پيشرفت مراكز دانشگاهي لازم است.